تبليغاتX
فقط فرشته‌ها بال دارند - این مرحله بعد است رفقا. نمایش ادامه دارد...

فقط فرشته‌ها بال دارند

روزنوشت‌های امیر قادری و دوستان

این مرحله بعد است رفقا. نمایش ادامه دارد...

خب از این لحظه وارد کافه تازه می‌شویم. در وبلاگ فرشته‌ها، دیگر نظری آپ نخواهد شد. یک سال این جا خوش گذشت. در خانه تازه به نشانی لینک زیر می‌بینیم‌تان. می‌دانم که ان‌شاالله همه چیز در این کافه تازه بهتر خواهد بود. امیدوارم همچنان ایمان و اعتقاد در کار باشد. و اختلاف نظر. و چیزی که وجود نداشته باشد، مرز و طبقه‌بندی و پیش داوری:

www.caffecinema.com/index.php?option=com_content&view=category&layout=blog&id=58:ghaderi


پنج شنبه 28 مهر 1389

دارم بخش روزنوشت‌های در کافه سینما را برای اسباب کشی فراهم می‌کنم. یک مقاله‌ هم نوشته‌ام بیش‌تر درباره این کافه و همه رفقایش که گذاشته‌ام برای افتتاح آن کافه. فعلا حتی دوستانی که رفته‌اند برگردند تا همگی در مراسم انتخاب عکس‌ها شرکت کنیم و بهترین‌ها را انتخاب کنیم و به خانه تازه سلام کنیم. آن جا که بیایید، به همسایه‌ها هم سر خواهید. که خیلی از همسایه‌ها از خود شما هستند. پس همه با هم بهترین عکس‌ها را انتخاب کنیم. 

شکست سکوت: 

خب. ممنون از استقبالی که از کافه سینما کردید. نظر خواهی کردیم و قرار شد از وبلاگ فرشته‌ها برویم به روزنوشت‌های امیر قادری در کافه سینما. به‌ام اعتماد کنید. بهتر می‌شود. گسترده‌تر می‌شویم. امکانات بهتری هم داریم. ضمن این که نظرها و یادداشت‌ها و حرف‌ها و کامنت‌های بچه‌های کافه باید در میان تمام بخش‌های کافه سینما پخش شود. و البته برنامه‌های دیگری هم داریم. قبل‌اش قرار است راجر واترز از همین فردا صبخ مسابقه بهترین عکس‌های کافه را در میان کامنت‌های سایت برگزار کند. پس راجر منتظریم. 

شنبه 24 مهر 

...و این هم همان «مرحله بعد»

caffecinema.com

خب. هورررررررررررررررا رفقا. این همان «مرحله بعد»ی است. که صحبت‌اش را می‌کردیم. همزمان با تولد امام رضا که خیلی برایم مهم است. رسیدن به این جا بیش از یک سال (و راست‌اش را بخواهید برای من که یک عمر) طول کشید. امیدوارم همان قدر که در این روزنوشت کنار هم بودیم و اگر خدا بخواهد هستیم، در این مرحله تازه و در ابعاد گسترده‌تر هم با هم باشیم. همین طور فکر کنیم. همین طور حرف بزنیم و همین طور بنویسیم. امیدوارم حالا فرصت بیش‌تری برای نوشتن و عرضه خودمان داشته باشیم. این یک سایت - امیدوارم - بزرگ خواهد بود، در کنار علی معلم که همیشه دوست دارد کارهای بزرگ انجام دهد. از سال‌ها پیش، وقتی یک محصل بودم، مجله‌اش را می‌خواندم، بعد برایش نوشتم -هنوز هم نویسنده مشتاق دنیای تصویر هستم (از این شماره یک راهنمای فیلم خارجی درجه یک آن جا احداث کرده‌ام!) - و حالا این قدر مثل هم فکر می‌کنیم که در این سایت با هم باشیم. این دیگر فقط همان کافه محبوب و آشنای‌ ما نیست. و امیدوارم آشنایی و رفاقت و شور و علاقه و آگاهی را که این چند سال این جا و با هم داشتیم، بتوانیم با یک فضای بزرگ‌تر در هم بیامیزیم. روزنوشت/کافه‌ی فرشته‌ها محله ما بود و هست و حالا باید وارد شهر شویم. هنوز در همان خانه و محله زندگی می‌کنیم، اما کم کم باید به این شهر شلوغ هم عادت کنیم و البته مسئولیت این حضور را بپذیریم. امیدوارم از همین امشب 24 مهر 1389 وارد «کافه سینما» شوید، اظهار نظر کنید، تاثیر بگذارید، ترجمه کنید، عکس بگیرید، ویدیو بسازید و البته بنویسید. خیلی از شما الان‌اش هم نویسنده روزنامه‌ها و مجله‌های معتبر شده‌اید. اما این کافی نیست. قرار است رقیب خودمان باشیم. بگذارید از همین ساعت، حضورتان آن جا هم احساس شود. همیشه در دل‌ام بود که چه قدر از این صد یادداشت و لینک و معرفی روزانه‌تان قابلیت انتشار به اشکال دیگر هم دارد. به خصوص که خیلی از بچه‌ها آن جا کارشان را شروع کرده‌اند. از آریا و آریان و حسین و امیر و احسان و بهنام و سعید گرفته تا صوفیا و وحید و بقیه. اگر این جا هستیم به خاطر زحمت‌های همه‌شان بوده و به خصوص وحید که مدیر فنی سایت هم هست. آن قدر صبر کردیم که در همه امور خود کفا بشویم. بچه‌ها هم تا به حال رازداری کردند و خبرش را درز ندادند! حالا نوبت شماست. به خصوص که امیدوارم از مسیرهایی که در اختیار دارید، رسانه‌تان را معرفی هم بکنید. تا جایی که می‌شود. هر جا که از دست‌تان برمی‌آید. لینک و متن وبلاگ، اس ام اس، پیج فیس بوک، گودر و... هر چی. 

قبل از آن که سرمقاله‌ کافه سینما را بخوانید، این را هم اضافه کنم که مثل هر حرکت دیگری؛ این هم یک موجود زنده است. در طول مسیر و به کمک هم اصلاح‌اش می‌کنیم. شهر خودمان است. قرار نیست کسی را خط بزنیم، مرزی بکشیم، این جا سینما همه سینماست. زندگی همه زندگی است. گفتم که: همان طور که در این چند سال فکرش را به هم یاد دادیم و تجربه‌اش کردیم. اما کافه فرشته‌ها را فعلا برای خودمان نگه می‌داریم. این جا اتاق فکر و حیاط خلوت‌مان است. مثل همیشه و پر رونق تر از گذشته دور هم می‌نشینیم و از جمله و به خصوص به کافه سینما فکر می‌کنیم. شاید هم روزی روزگاری اصلا کاملا رفتیم خانه تازه. از کافه فرشته‌ها اسباب کشی کردیم به کافه سینما. به هر حال آن جا هم روزنوشت‌ای داریم. اما آن تصمیم را هم با هم می‌گیریم. خب؟


هوالحکیم

دنیای آنلاین، دنیای آفلاین!

دنیای این روزهای ما، در عین پیچیدگی، ساده شده و در عین سادگی به شدت پیچیده. حضور رسانه‌هایی

 مثل شبکه اینترنت، قواعد اطلاعاتی-خبررسانی جهان را تغییرداده، و به زودی قواعد جهان‌داری را هم

 تغییر می‌دهد؛ اما برخلاف دیدگاه غروغروهای بی‌حوصله، جای هیچ پدیده‌ی دیگری را نگرفته، بلکه جای

 خود را ساخته. حضور قدرتمند جهان مجازی در میان نسل جدید که راندن کامپیوتر را فوت آب است،

 ضرورت حضور در این شبکه را دو صدچندان کرده.

کافه سینما باز شده تا چند ضرورت را پاسخگو باشد:

1-      سهم ایران مقتدر و ایرانیان هوشمند را در شبکه‌ی جهانی وب افزایش دهد.

2-     با تکیه بر توان بخش خصوصی، ضرورت خبررسانی و تحلیل‌گری با پشتیبانی مردم را بیشتر یادآوری کند.

3-     سینما را در رسیدن از چنبره‌ی تنگ رسانه‌های با گفتمان بسته به رسانه‌ای با گفتمان باز یاری کند.

4-     سینمای ایران را در پرتو جهان سینما و سینمای جهان، در مصافی برابر ببیند.

5-     عشاق سینما را با دیدگاه‌های متفاوت و سلایق متنوع در یک مکان جمع کند.

6-     با شما و برای شما بنویسد و شما برای آن بنویسید. جاده یکطرفه نباشد.

7-      یاری‌گر رسانه‌های چاپی باشد، که منزلت تحلیلی-انتقادی‌شان با گسترش وب همه روزه بیشتر هم می‌شود.

8-     استعدادهای جوان و پراکنده‌ی ایرانیان را در سراسر جهان به یاری بگیرد تا همه سینمادوستان و سینماگران باسلیقه‌تری باشیم!

9-     قصد داریم سینمای آسیا، خاورمیانه و جهان اسلام در این مجموعه صاحب جایگاه متناسبی باشد.

10-  و سرانجام اینکه همه‌مان یاد بگیریم همزمان که در جهانِ آنلاین هستیم در جهان آفلاین هم

وقت‌مان را تلف نکنیم، بخوانیم و بنویسیم!

در پناه حق

علی معلم امیر قادری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 23:1  توسط امیر قادری  |